| همه چی و هيچی |
| ساعت ٢:۳٥ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۳/۱٠/۱٤ |
|
باسمه تعالی دوستای خوبم از (نوع مهربون)سلام. حال و احوال؟ اميدوارم به لطف خدا (از نوع بهترين)همتون خوب خوب باشيد. ايام ايام امتحان ها (از نوع کوفتی)هست ديشب که مامانی از(نوع بهترين)
هنوز که امتحان ندادم (از همون نوع کوفتی) راستی هفته ی پيش يه امتحان آز اندازه گيری دقيقی دلائل خنده ی استاد: ۱-به دليل کشف فرمول های جديد توسط اينجانب ۲-خنده به حال بنده
در آخر و مهمترين قسمت: آقای علی آقادوست عزيز(تا خدا راهی نيست)باور کنيد من اون قدر ها هم بد (از نوع پست فطرش)
دوستای مهربون از (نوع همزبون)ديشب که استثناء بساط درس و مشق وسط اتاقم پهن بود و خيلی شديد در عمق مسائل فرو رفته بودم به دنبالش مورچه ی دوم و مورچه ی سوم.......... يه صف مورچه با سرعت زياد به سوی يه هدف خاص حرکت می کردند. مدتی نگاهشون کردم.يهو ديدم مورچه ها سراسيمه راهی که رفتن دارن بر می گردن.جوری که اون هايی که داشتن بر می گشتن به اونهايی که داشتند می رفتن می رسيدند انگار که شرح واقعه ی وحشتناکی رو بدن يه دفعه از هم دور می شدند و هر دو به راه بر گشت ادامه می دادند..... خيلی برام جالب و عجيب بود.... مورچه.......... هدف........... رفت........... برگشت....... قدرت......... عظمت........عظمت خدا.......و باز مثل هميشه می گم: يار بی پرده بر در و ديوار در تجلی است يا اولی الابصار
خوب دوستای گلم (از نوع همراه)ديگه بايد برم.دعا هم يادتون نره...... موفق هم باشيد يا علی......در پناه حق....
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : من در در پی اش کو به کو افتادم دل به عشقش دادم....حلقه در گوشم من ...حلقه در گوش... پروفایل مدیر : سیما |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|



و من هم همون طور که ملاحظه می کنيد دارم درس می خونم
اومد و من رو پای کامپيوتر ديد و به من گفت سيما اين چيزا برات نون و آب نمی شه متنبه شدم و تصميم گرفتم که بعد از اينکه يه مطلب جديد (از نوع چرند و پرند )
نوشتم تا پايان امتحان ها (از همون نوع کوفتی)
.
دادم که نگو و نپرس.استاد از وقتی که ورقم رو صحيح بکنه از اول تا آخرش فقط می خنده .اينطوری







