دلم تنگه خدا جون.................
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۳/٦/٢٩  
باسمه تعالی
امشب شب تولد حضرت ابولفضله.
يا فاطمه مبارکه.
خوش به حالت...............
 
خدا جونم سلام...............
خوبی؟
اون بالا بالاها جشنه؟
همه فرشته ها جمعن؟
هر کی دعا ميکنه مينويسن......................؟؟؟؟
خوب به هر حال شب تولد........
خدا جون خوش به حالت....................
خدا جون می بينی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خدا جون می بينی چه قدر ازت دورم؟
خدا جون می بينی به چه روزی افتادم؟
خدا جون می بينی چه قدر گناه برام آسون شده؟
خدايی باور می کنی ازت خجالت می کشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ميدونی روم نميشه باهات حرف بزنم؟
آه خدا جون می بينی............
به جای اينکه هر روز بهت نزديک تر بشم هر ثانيه دورتر و دور تر می شم.........
مهربونم...........دلم خيلی گرفته .............
خدا جونم می دونم بايد برا بقيه دعا کنم ولی.........
خدا جونم چقدر دلم هوای مدينه کرده.........
دلم هوای مسجدالنبی کرده
دلم هوای خونه ی حضرت فاطمه رو  کرده
دلم هوای بقيع   کرده
 دلم هوای حسن رو  کرده
دلم هوای حسين    رو  کرده 
دلم هوای صدای اذان رو توی مدينه  و مکه  رو  کرده     
خدايی دلم برا نمازهای طولانی مکه و مدينه تنگ شده............
خدايا دلم تنگه......................
دلم هوای مکه کرده...........
دلم هوای کعبتو کرده...............
خدا جون می دونی حتی دلم برا هوای گرم مکه هم تنگ شده؟
هوای گرمی که با بوی تو بهشت می شد...........
خدا جونم دلم هواتو کرده......................
 
خدا جون می دونی حتی دلم برا هوای گرم مکه هم تنگ شده؟
هوای گرمی که با بوی تو بهشت می شد...........
خدا جونم دلم هواتو کرده......................
 

 


کلمات کلیدی: