خوشحالم

خداااارو شکر

فردا اخرین روزیه که نو سال 93 میایم سر کار.....دیگه کلافه شده بودم وا....

واقعا احتیاج به استراحت دارم...خیلی..از چند شب پیش زیر دلم درد شدید می گیره و فقط و فقط با استراحت خوب می شه....

گمونم حال مهربانو هم تا حدودی بهتر شده.....

خدا خودش رحم کنه ....

دخمل گلی مدام می گه بریم شمال و غذاهامون رو توی حیاط بخوریم فداش بشم من.

دیروز برا اولین بار براش یه گردنبند سنجاقکی انداختم ...مثل فرشته ها می مونه.....درش نیاورد و کلی ذوق کرد....

عاشقشم....عاشق.....

/ 0 نظر / 25 بازدید