تو با منی اما من از خودم دورم.........

باسمه تعالی
به قول فرزانه اینا همش یاسین تو گوش خر خوندنه.
منظورش نصیحت هایی که....ای دل غافل
تازگی ها احساس می کنم اصلا تنها نیستم.البته یه

 دلیل بسیار مهم و اساسیه اون همون سفر
هستش که گفتم.
نمی دونم نمی دونم تا حالا خدارو کنار خودتون حس کردین؟

اصلا احساس کردین که تمام وجودتون...
آره تمام وجودها از خداست . خدایی ولی ما فراموش می کنیم و از خودمون غافلیم.
می تونیم روزی 100 بار مرگ رو جلو چشمامون ببینیم

ولی خدارو نه؟؟؟؟
یعنی مرگ واضح تر از خداست؟
 
ای دل غافل.....
دیشب سمیه این داستان رو برام تعریف کرد:
یه روز شخصی به آرایشگاه می ره .آقای آرایشگر از عدم

 وجود خدا سخن می گه.
می گه این همه آدم های بد بخت و مستضعف.

این همه آدم های که به خدا نیاز دارن و اگر خدا
 وجود می داشت به اون ها کمک می کرد.اون شخص

از این سخن ها خیلی نا راحت می شه
اما جوابی پیدا نمی کنه که به اون بگه.
وقتی که از آرایشگاه بیرون می ره ویک آدم ژنده پوش

 با مو های بلند و ریش های نتراشیده
 می بینه و بعد دوباره به آرایشگاه بر می گرده و به مرد

 آرایشگر که منکر وجود خدا شده
 بود میگه که من می گم هیچ آرایشگری در این شهر وجود نداره.
آرایشگر عصبانی میشه و میگه"من"."من" آرایشگرم.مگر

 من الان موهای شما را
کوتاه نکردم."من"....
مرد به او می گوید نه.من همین الان یه آدم با موهاو

 ریش های بسیار بلندو ژنده پوش دیدم
پس آرایشگری وجود ندارد..........

بله خدا وجود داره...................

می دونم که این داستان نیازی به توضیح نداره.
امشب داشتیم مسابقه ی ستاره ها رو نگاه می کردیم.

افراد شرکت کننده دو نفر نا بینا بودند.
از اونجا که عادت کردم به فلسفه ی هر چی فکر کنم،

داشتم فکر می کردم که فلسفه ی وجود
 انسان های نا بینا  چیه که سمیه به من

 گفت:"خوش به حالشون حد اقل اینها با چشم گناه
نمی کنند".

آره،اینم یکی دیگه از فلسفه های هستی هستش

که شاید خیلی اندک به اون پی بردم....
ولی فهمیدم....
مهم اینه که تو کار خدا شک نکنیم.
توکل داشته باشیم و همه چیز رو به دست خودش

بسپاریم و بدونیم که
          تا خدارو داریم غم نداریم
                      اگر تنها ترین تنها باشم باز هم خدا هست......

 

/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
?؟.Ecom.?؟

قدرت کلمات .. چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقی افتادند.بقيه قورباغه ها در کتار گودال جمع شدند و وقتی ديدند که چقدر گـودال عمـيق است به دو قورباغه ديـگر گفـتـنـد که ديـگر چاره ای نيست٬شما به زودی خواهيد مرد. دو قورباغه اين حرفها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند کـه از گودال بيرون بپرند.اماقورباغه های ديگردائم به آنها مي گفتندکه دست از تلاش برداريد٬چون نمی توانيد از گودال خارج شويد٬به زودی خواهيدمرد. بالاخره يکی ازدو قورباغه٬تسليم گفته های ديگر قورباغه هاشد و دست از تلاش برداشت.او بی درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد. امــا قورباغه ديگر با حــداکثر توانش بــرای بـيـرون آمــدن از گـودال تــلاش می کرد.بقيهُ قورباغه ها فريادمی زدند دست از تلاش بردار٬اما او با توان بيشتری تلاش کرد و بالاخره از گودال خارج شد. وقــتــی از گـودال بـيـرون آمد بقيهُ قورباغه ها از او پرســيدند:((مــگــر تو حرفهای مارا نشنيدی؟)) معلوم شد که قورباغه ناشنواست.در واقع٬اودر تمام مدت فکر می کرده که ديگران او را تشويق می کنند.../چه مفهومی گرفتيد/؟

از طرف شايا

سلام من برای تو .... سیمای عزيز .. وبلاگ شايای شايای شايای عزيز به روز شد ... منتظر نظر قشنگت هستيم. ارادتمند شما: از طرف شايا

سعید تو...

سلام...ممنون که به من سر زدی..خوشحالم کردی...در مورد نوشته هات که نابيناها چه دنيای عجيبی دارند..موافقم...اميدوارم...تو جمعشون بوده باشی...

?؟.Ecom.?؟

سيمای عزيز بازهم سلام.خوبي گلم..من همون بار اول لينک شمارو که گذاشتم البته تو دلم ولی چشم اگر راضی نميشيد با لينک شما وبم و مزين ميکنم...يا حق

esmaeil

سلام/ممنون که جواب دادید/راستی من لينک شما رو گذاشتم/شاد باشی و موفق/حق نگهدار

maryam

سلام خوبی وبلاگ خوبی داری موفق و پاينده باشی خيلی بد است ادم خدا رو گم کنه............... به من هم يه سر بزن قربانت مريم

واثق

سلام دوست عزيز. چرا آپديت نميکنی؟

javad almasi

az khoda dar lahzehaye bikasi yari bekhah fale nike zendegi ra dar dochashme yar bekhah sayeyei gisoye o az har niyazi behtar ast ezno an avaye o az har navai behtar as sima khanom omidvaram az inke ba ingelisi taip kardam bebakhshid ama khoshhal misham ino dar blogeton estefade konin omidvaram movafagh bashin bye

م-عباسي

در اين ظلمات بی پايان نوری می بينم ‌؛ خدايا انقدر در تاريکی بوده‌ام که شک دارم دارم؛ به خودم ؛ اگر دروغ است می‌خواهم تا ابد در اين دروغ بمانم