خدا جون تنهام نذار

 باسمه تعالی                                           رد پای خداوند

  • خواب ديدم بر روی شنها راه ميروم همراه با خداوندو بر روی پرده شب تمام روزهای زندگی ام را مانند فيلمی ميديدم.
  • همان طور که به گذشته ام نگاه می کردم روز به روز پرده ظاهر شد.يکی مال من و يکی ازآن خداوند.
  • راه ادامه يافت تا تمام روزهای تخصيص يافته پايان يافت.آن گاه ايستادم و به عقب نگاه کردم.در بعضی جاها فقط يک رد پا وجود داشت.
  • اتفاقا آن محل ها مطابق با سخت ترين روز های زندگی ام بود.روزهايی با بزرگترين دردها رنجها..................
  • آن گاه از او پرسيدم؛خداوندا تو به من گفتی که در تمام ايام زندگی ام با من خواهی بودو من پذيرفتم با تو زندگی کنم خواهش می کنم به من بگو چرا در آن لحظات درد آور مرا تنها گذاشتی؟
  • خداوند پاسخ داد؛فرزندم تو را دوست دارم و در تمام مراحل زندگی با تو خواهم بود
  • من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت نه تنها برای لحظه و من چنين نکردم هنگامی که در آن روزها يک رد پا بر شن ديدی
  •  من بودم که تو را به دوش می کشيدم

 

  •            خدا جون به خدا دوست دارم ولی نميدونم چرا گاهی اوقات من شيطون رو به دوش ميکشم...................
  •                     
  •                             

                             خداجون تنهام نذار..........

  •                                             
  •                                                                  
/ 2 نظر / 10 بازدید
dirashena

سلام. من اول شدم. اينو به فال نيک می گيرم. دوست خوبم. اولا از بابت اين رابطه صميمانه ات با خدا خيلی خوشحالم.دوما فکر می کنم اخرين حرف جمله شما اشتباه شدهُ بهتر يک ويرايش کنيد. سوما اگر می بينی گاه خدا شما را بدوش می کشد برای اين است که در راه نمانيد.او با هه بندگانش اين چنين است. مهربان و نوازشگر و دوست داشتنی- به من سر بزنيد. خوشحال ميشم - نرگس

خاله سوسکه

سیما جون سلام این مطلبت قشنگ بود ولی یه نکته توش بود که خوب نبود سوره توحید یادته اونجا خدا می فرماید (لم یلد ولم یولد ) پس خدا فرزند نداره